تبليغاتX
مجید سعدآبادی


مجید سعدآبادی

شلاق های ادبی

همه چیز سطر به  سطر  روی  هم چیده  شدند که  پنجره  اینجا بنشیند بالهایش را باز کند و   نگاه های من به خیابان بپرد . نه  اصلن  اینها  شعر نیستند ! شعر  از  اینجا  شروع می شود که تو  هر  روز  رد می شوی و پرواز را نمی بینی .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط مجید سعدآبادی| |

مورچه ها  

یواش

یواش

مرا از خاک بیرون می کشند                          

زندگی از اول شروع شد !

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 6:53 بعد از ظهر توسط مجید سعدآبادی|


Design By : Night Skin

Others