تبليغاتX
شلا قهای ا د بی
(ملافه سالهاست خوابش می آید )
 شعر پرواز

همه چیز سطر به  سطر  روی  هم چیده  شدند که  پنجره  اینجا بنشیند بالهایش را باز کند و   نگاه های من به خیابان بپرد . نه  اصلن  اینها  شعر نیستند ! شعر  از  اینجا  شروع می شود که تو  هر  روز  رد می شوی و پرواز را نمی بینی .

|+| نوشته شده توسط مجید سعدآبادی در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385  |
 دوباره اما یواش
مورچه ها  

یواش

یواش

مرا از خاک بیرون می کشند                          

زندگی از اول شروع شد !

|+| نوشته شده توسط مجید سعدآبادی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385
 
 
بالا